قرار داشت. آنگاه فرايند انتشار كُندي پديدار شد. يونانيان و روميان ياد گرفتند كه يكديگر را بهتر بشناسند و اختلافاتشان تدريجاً تعديل شد. ولي، از آنجا كه بحران تازهاي، حتي عميقتر از سابق، در شرف تكوين بود، زخمهاشان كاملاً بهبود نيافته بود. برخورد ميان آرمانهاي مشركان و مسيحيان در آغاز به بعضي افراد و اماكن منحصر بود، ولي پس از تغيير دين قسطنطين كبير (312)، قبول دين مسيح به وسيلهٴ دولت روم، و شوراي نيقيه (325)، اين تصادم عموميتر و شديدتر شد. در عصر بعدي بحران فزوني گرفت، آنگاه بر اثر زوال و نابودي روح شرك و كفر، تدريجاً فرو نشست.
در ميان شخصيتهاي مذكور در اين فصل (متكلمان مذكور در فقرهٴ ب را به حساب نميآورم) افراد زير مسيحي بودند: خالكيديوس، اوزبيوس، دوناتوس؛ فيرميكوس ماترنوس در حدود 346 تغيير دين داد. آدامانتيوس يهودي بود. يگانه فيلسوف كافر يامبليخوس بود، كه در عين حال يكي از آخرين فيلسوفان كافر به شمار ميرود. پايان تدريجي عصر رومي نيز با موضوعات زير نمايان ميشود: پالوديوس و هرموگنيانوس آخرين دانشمند كشاورزي و قانوندان رومي بودند.
اگر گاهشناسي ما از موضوعات هندي درست باشد، بحران مشابهي در همان زمان در هند صورت ميگرفت. نمو افكار بودايي الزاماً به برخورد ميان اين فلسفهٴ جديد -- كه تحت تأثير ماهايانا بيش از پيش جنبهٴ ديني به خود ميگرفت -- و نظامهاي قديمتر، مخصوصاً سانكيا منجر ميشد.
فيلسوفان چيني اين عصر تائويي بودند، ولي عنفوان بوداييت چيني فرا ميرسيد و چين هم به زودي مانند مغرب دستخوش چنان بحراني ميشد. برخورد ميان آرمانهاي تائويي و بودايي مسلماً شبيه برخورد ميان آرمانهاي كفر و مسيحيت بود، ولي اين يكي با وجود فلسفهٴ سومي پيچيدهتر ميشد كه همانا آيين كنفوسيوس بود و پيروزي بوداييت هرگز به كمال پيروزي مسيحيت نرسيد.
ب. زمينهٴ ديني
رهبانيت مسيحي
ديرنشيني و رهبانيت1 يك ابداع مسيحي نيست. اين گونه تشكيلات دو نوع نياز قلبي آدمي را به خوبي برآورده ميسازد -- رياضت و عرفان -- و هرگاه اين نيازها كشف نشده باشد، معمولاً نفوذ خود را در نهان اعمال ميكند. مثلاً رهبانيت بودايي را ميتوان تا زمان خود بودا پيگيري كرد. شكل ديگري از همان سازمان در ميان يهوديان نيز وجود داشت. اسينيان2 پيش از زمان مسيح در يهوديه به يك زندگي رهباني اشتغال داشتند. عادات راهبانهٴ تراپوتيه3 كه در نزديكي اسكندريه تأسيس شده بود تا حدي به وسيلهٴ فيلون توصيف شده است (نيمهٴ اول سدهٴ اول). صورت مسيحي رهبانيت مقارن نيمهٴ